در این کتاب گوشههایی از وقایع جنگ تحمیلی از زبان زنی که از نزدیک درگیر حوادث جنگ بوده، بازگو میشود .راوی که زاده آبادان است، نخست مختصری از خاطرات دوران کودکی و پیش از انقلاب خود را نقل میکند سپس با اشاره به حوادث انقلاب و پیروزی آن، از چگونگی شروع جنگ تحمیلی و آمادگی خانواده خود سخن میگوید، خانواده وی با آغاز جنگ تحمیلی به رامهرمز میگریزند اما وی پس از چندی به آبادان باز میگردد و به عنوان امدادگر در بیمارستان شروع به کار نموده بسیج خوهران آبادان را تاسیس میکند ;همچنین به همراه گروه دیگری از دختران شرکت نفتی که به دختران "OPD"معروف بودند در خدمات پشتیبانی و امدادگری شرکت میکنند .بخش عمده کتاب به شرح خاطرات نویسنده از همین دوران اختصاص دارد .